فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
494
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كار بداند ؛ و تأكيد كرد اگر ملاحظاتى در كار باشد كه نايب السلطنه مصلحت نداند رأسا بدان كار دست زند وى مىتواند شخص مورد اعتمادى را از جانب خود براى مذاكره با هلنديها بفرستد و بخصوص متذكر شد كه با حل و فصل اين كار از نيت واقعى دشمن نيز آگاه خواهد شد كه صرفا بخاطر تعويض زندانيان در گوآ مانده است يا قصد محاصرهء بغاز را دارد . چنين مىنمود كه نايب السلطنه علاقه داشت به پيشنهاد سفير تن در دهد زيرا به وى گفت تصميم خود را در اين مورد صبح فردا به دو ابلاغ خواهد كرد . سفير بدينترتيب به ديدار خود با وى پايان داد و مطلقا متذكر اين موضوع نشد كه در صورت حل و فصل اين مسئله و آزادى بغاز ، خود نيز خواهد توانست به اسپانيا عزيمت كند . دو روز بعد به فرمان نايب السلطنه ، رئيس دبيرخانهء دولتى نامهاى به سفير نوشت و از وى پرسيد كه كسى را كه قرار بوده است براى مذاكرهء با دشمنان نامزد كند آماده است يا خير . اما سفير كه نايب السلطنه را در اقدام به چنين كارها كند و مسامحهكار تشخيص داده در اين باره فكرى نكرده بود پاسخى نداد و بعدها نيز موضوع به كلى مسكوت ماند . با همهء ضرر و زيانى كه در گيرودار جنگ با هلنديها و گرفتار شدن نايب السلطنه نصيب مردم گوآ شده بود وى كه در ميان شادمانى عمومى به گوآ وارد شد پس از چند روز به انجمن خيريهء شهر دستور داد كه افرادى را براى مذاكره با هلنديها بفرستند . چون اين انجمن مرد دو رگهاى را براى انجام چنين مأموريتى فرستاده بود ، هلنديها با خشمى هرچه بيشتر وى را پس فرستادند . فرستادهء دوم را نيز اگرچه از طرف اسقف كوشن كه در آن تاريخ قائم مقام اسقف اعظم فيقد گوا بود فرستاده شده بود و ما از هويت وى آگاه نشديم ، بازگردانيدند . آنگونه كه بعدها فهميديم يا حدس زده مىشد ، هلنديها تصور كرده بودند كه فرستادن اين افراد گمنام به منظور تحقير آنها بوده است . دليلى كه نايب السلطنه را از مراجعه به سفير براى انجام دادن اين كار باز داشت بر ما معلوم نشد اما همگان بر اين اعتقاد بودند كه وى و دوستانش مايل نبودند مردى از اهالى